X
تبلیغات
امام من امام هادی علیه السلام

وبلاگی با محوریت امام هادی علیه السلام                            امام من امام هادی علیه السلام

                             امام هادی و شیعیان ایشان در ایران


اکثر شیعیان در قرن نخست از شهر کوفه بودند. از دوران امام باقر و امام صادق علیهما السلام به این طرف ، لقب”قمی” در آخر اسماء تعدادی از اصحاب ائمه به چشم می خورد. اینها اشعری های عرب تباری بودند که در قم می زیستند. در زمان امام هادی علیه السلام، قم مهمترین مرکز تجمع شیعیان ایران بود و روابط محکمی میان شیعیان این شهر و ائمه طاهرین وجود داشت.

در کنار قم، دو شهر آبه (یا آوه) و کاشان نیز تحت تأثیر تعلمیات شیعی قرار داشته و مردم این شهرها از بینش شیعی مردم قم پیروی می کردند.
 
 مردم قم و آوه ، همچنین برای زیارت مرقد مطهر امام رضا علیه السلام به مشهد مسافرت می کردند که امام هادی نیز آنها را در قبال این عمل “مغفور لهم” وصف کرده اند. (۱)
 
 
 
  1- عیون اخبار الرضا، ج ۲، ص ۲۶۰
 


+ نوشته شده درشنبه بیست و هفتم خرداد 1391ساعت 22:17توسط سیدجعفر فاطمی نوش آبادی |

http://akharinmonji.persiangig.com/mahdi/monji90/top-News2.png

                             عنایت امام هادی(علیه السلام) به مردم اصفهان


به نام خدا و با سلام
حجت الاسلام و المسلمین سید جمال الدین موسوی یک داستانی را نقل کردند و این مطلب در کتاب بحارالانوار هم هست.

در زمان امام هادی (ع) مردم اصفهان هنوز سنی بودند و خلیفه غاصب آن زمان متوکل عباسی بود.یکی از اهالی اصفهان به نام عبدالرحمان می گوید: من مرد فقیری بودم .روزی چند نفر از دوستانم به من گفتند که ما میخواهیم برای مسافرت به سامرا برویم تو هم اگر میروی بیا با ما برویم مخارج سفر را ما به عهده میگیرم.من هم با آنها به سوی سامرا حرکت کردم .وقتی به سامرا رسیدیم دیدیم مردم تجمع کرده اند در قسمتی از شهر پرسیدیم چه اتفاقی افتاده است ؟ گفتند متوکل عباسی می خواهد امام شیعیان را به قتل برساند. ما هم گفتیم بایستیم لا اقل امام شیعیان را یک مرتبه ببینیم.عبدالرحمان می گوید همان طور که منتظر ایستاده بودیم که امام هادی را بیاورند دیدم یک مردی با نهایت جمال و کمال و با آرامشی خاص سوار بر اسب است و افسار اسب را ماموران حکومتی گرفته اند و دارند می آورند، همین که چشمم به او افتاد در دل خودم گفتم خدایا شر متوکل را از این مرد بگردان .حیف نیست مرد به این زیبایی با این همه جمال وکمال را متوکل به قتل برساند.عبدالرحمان میگوید :وقتی اسب امام هادی میخواست از جلوی من بگذرد ناگهان ایستاد وامام هادی در چشمان من نگاه کرد و فرمود: یا عبدالرحمان استجاب الله دعائک و...
(ای عبدارحمان خدا دعایت را مستجاب کرد و خدا مال و فرزندان تو را زیاد بکند و...)
و این در حالی بود که نه من و نه امام هادی (ع) پیش از این یکدیگر را ندیده بودیم ،من در حیرت فرو رفتم و به مقام بلند امام هادی (ع) پی بردم و همان جا شیعه شدم و وقتی به اصفهان آمدم مردم اصفهان را جمع کردم و این ماجرا را برای آن ها تعریف کردم و مردم اصفهان بعد از این ماجرا شیعه شدند.
بله این نور ولایت اهل بیت بود که در قلب عبدالرحمان بود وباعث شد که او شیعه شود و بعد از این ماجرا خداوند به او ده فرزند داد و او یکی از ثروتمند ترین مردم اصفهان شد.
ما باید قدر این نعمت شیعه بودن و قدر نعمت محبت اهل بیت را بدانیم
سخنرانی های حجت الاسلام سید جمال الدین موسوی
http://s3.picofile.com/file/73869696...3_001.mp3.html
http://s3.picofile.com/file/73869751...4_002.mp3.html
http://s3.picofile.com/file/73869780...5_003.mp3.html
http://s3.picofile.com/file/73869823...6_004.mp3.html
http://s3.picofile.com/file/73869866...7_005.mp3.html
http://s3.picofile.com/file/73869889...8_006.mp3.html
http://s3.picofile.com/file/73869914...9_007.mp3.html


+ نوشته شده درجمعه بیست و ششم خرداد 1391ساعت 19:51توسط سیدجعفر فاطمی نوش آبادی |

http://akharinmonji.persiangig.com/mahdi/monji90/top-News2.png

                             امامان وشیعیان ایران

 

امامان وپيشوايان معصوم (ع) انسانهاي كامل وبرگزيده اي هستند كه به عنوان الگوهاي رفتاري ومشعلهاي فروزان هدايت جامعه بشري از سوي خدا تعيين شده اند گفتار ورفتار وخوي ومنش آنان ترسيم حيات طيبه انساني ووجودشان تبلور تمامي ارزشهاي الهي است.

آنان به تعبير امام هادي (ع) اين چنيند :” معدن الرحمة وخزان العلم ومنتهي الحلم واصول الكرم وقادة الامم واولياء النعم وعناصر الابرار ودعائم الاخيار وساسة العباد واركان البلاد وابواب الايمان وامناء الرحمن وسلالة النبيين وصفوة المرسلين وعترة خيرة رب العالمين ومصابيح الدجي واعلام التقي وذوي النهي واولي الحجي وكهف الوري وورثة الانبياء والمثل الاعلي والدعوة الحسني وحجج الله علي اهل الدنيا والآخرة والاولي“ ، معدن رحمت ، گنجينه داران دانش نهايت برد باري وحلم ، بنيانهاي كرامت وريشه ها ي نيكان ، عصاره وبرگزيده پيامبران ، پيشوايان هدايت ، چراغهاي تاريكي ها ، پرچمهاي پرهيزگاري ، نمونه هاي برتر وحجتهاي خدا بر جهانيان هستند.( مفاتيح الجنان ص 544)

بدون شك ، ارتباط با چنين چهره هاي وپيروي از دستورها ورفتارشان ، تنها راه دستيابي به كمال انسانيت وسعادت هردو جهان است. پيشواي دهم (ع) يكي از پيشتازان دانش وتقوا وكمال است كه وجودش مظهر فضائل اخلاقي وكمالات نفساني والگوي حق جويان وستم ستمستيزان است .

امام هادي (ع) پيوسته تحت نظر حكومتهاي جور بود وسعي مي شد كه آن حضرت با پايگاهاي مردمي وافراد جامعه تماسي نداشته باشد با اين حال آن مقدار از فضائل اخلاقي كه از او بروز كرده ، دانشمندان وشرح حال نويسان وحتي دشمنان اهل بيت عليهم السلام را به تحسين وتمجيد آن وجود الهي وا داشته است.( ابوعبد الله جنيدي) مي گويد :" سوگند به خدا ، او بهترين مردم روي زمين وبرترين آفريده هاي الهي است.

”ابن حجر“ در شرح حال آن حضرت مي نويسد :" وكان وارث ابيه علماً وسخاء " او در دانش وبخشش وارث پدرش بود .(ائمتنا ج2ص252)

”متوكل“ در نامه اي كه براي امام" ع " مي نويسد خاطرنشان مي كند : امير المؤمنين عارف به مقام شما است وحق خويشاوندي را نسبت به شما رعايت مي كند وطبق آنچه مصلحت شما وخوانواده تان ميباشد عمل مي كند .

اينك به منظور سرمشق گرفتن از اخلاق كريمه ورفتار سازنده آن حضرت نمونه هايي را ياد آور ميشوم.

الف: انس با معبود: پيشوايان معصوم عليهم السلام در بالاترين درجه مقام شناخت حق تعالي قرار داشتند وهمين درك وبينش عميق ، آنان را به ارتباط وانس هميشگي با خدا واداشته وشعله هاي آتش عشق به معبود ووصال به حق بر جانشان شرر مي افكند وآرامش را از انان سلب مي كرد .

امام هادي (ع) شب هنگام به پروردگارش روي مي آورد شب را با حالت خشوع به ركوع وسجده سپري مي كرد وبين پيشاني نورانيش وزمين جز سنگريزه وخاك حائلي وجود نداشت وپيوسته اين دعا را تكرار مي نمود :الهي مسئ قد ورد ,وفقير قد فصد , لا تخيب مسعاه وارحمه واغفر له خطأه .

بار لها ! گنهكاري بر تو وارد شده وتهيدستي به توروي آورده است , تلاشش را بي نتيجه مگردان واو را مورد عنايت ورحمت خويش قرارداده واز لغشش در گذر. (ائمتنا ج2 ص257، سيرة الامام العاشر علي الهادي ص55)

پارسايي وانس با پروردگار آنچنان نمودي در زندگي امام نقي عليه السلام داشت كه برخي از شرح حال نويسان در مقام بيان برجستگي ها وصفات والاي آن گرامي به ذكر اين ويژگي پرداخته اند ,” ابن كثير“ مي نويسد :” كان عابداً زاهداً“ , او عابدي واراسته وزاهد بود.(الصواعق المحرقة ص207، البداية والنهاية ج11ص15)

يافعي مي گويد :” كان متعبداً ,فقيهاً ,اماماً ...“ او كمر همت به عبادت بسته ، فقيه وپيشوا بود .

ابن عباد حنبلي ، نيز مي گويد: ”كان فقيهاً ,اماماً , متعبداً...“ او فقيه وامام عابد بود.(تاريخ اجمالي پيشوايان (ع)).

ب:سخاوت وجود : امامان معصوم (ع) براي مظاهر دنيوي از جمله مال وثروت ارزش ذاتي قائل نبودند وسعي مي كردند وبه حد اقل آن كه زندگي معمولي روزانه آنان را تامين كرده اكتفا كنند وآن بزرگواران را در راه انجام وظايف مردمي واجتماعي ياري رساند بسنده كنند وما زاد آنرا در راه هايي كه موجب خشنودي خداوند بود صرف كنند.

يكي از اين راهها انفاق به افراد تهيدست ونيازمند ميباشد. اين سياست خدا پسندانه مالي” كه در زندگي همه معصومين (ع) در سطح گسترده اي به چشم مي خورد“ علاوه بر جنبه هاي معنوي وآثار اخروي ، عامل مهمي در كاهش فقر وفاصله طبقاتي جامعه اسلامي وتاليف قلوب افراد وحفظ شخصيت وعلاقه مند ساختن آنان به مكتب اهل بيت وجلوگيري از ارتباط گرفتن ونزديك شدن آنان به دستگاه زروزور خلفابود.

در پرتو برخورداري ائمه (ع) از اين خلق نيكو , وجود آن بزرگواران پيوسته مايه اميد , وخانه شان نه تنها مركز نشر دانش ، بلكه پناهگاه افراد نيازمند ودر مانده ومحل رفت وآمد انسانهاي مختلف به ويژه انان كه از راه دور امده بودند بود. اين مساله هم براي عموم مردم جا افتاده بود , به گونه اي كه وقتي فرد نيازمند ودرمانده اي را مي ديدند او را به خانه امامان (ع) راهنمايي مي كردند ، وهم براي خود افراد درمانده ، بدين معني كه به محض مواجه شدن با مشكلي مستقيماً سراغ خانه امامت را مي گرفتند .

امام هادي (ع) همچون پدر بزرگوارش كانون سخاوت وكرم بود وگاهي مقدار انفاق به حدي از فزوني مي رسيد كه ” ابن شهر آشوب“ در مناقب مي نويسد :

ابو عمر وعثمان بن سعيد واحمد بن اسحاق اشعري وعلي بن جعفر همداني به نزد علي بن حسن عسكري رفتند احمد ابن اسحاق از وامي كه برگردنش بود نزد حضرت شكايت كرد , آنگاه امام به عمرو كه وكيلش بود , فرمود : به او سي هزار دينار وبه علي بن جعفر نيز سي هزار دينار بپرداز وخود نيز سي هزار دينار برگير.

دانشمندي مانند ابن شهر آشوب پس از نقل آن مي گويد :” اين مقدار انفاق ، معجزه اي است كه جز پادشاهان از عهده كسي ساخته نيست وتا كنون اين مقدار انفاق را از كسي نشنيده ام“.(مناقب ج4 ص409)

اسحاق جلّاب مي گويد:

براي ابو الحسن گوسفندان زيادي خريدم , سپس مرا خواست واز اصطبل منزلش به جاي وسيعي برد كه من آنجا را نمي شناختم , سپس تمامي آن گوسفندان را بين كساني كه آن حضرت دستور مي داد توزيع كردم .(الكافي ج1ص498)

در روايت ديگر , زمان خريد وتوزيع گوسفندان روز ”ترويه“, ذكر شده است.(اعيان شيعه ج2ص37)

از اين روايت بر مي آيد كه آن حضرت در مسائل مالي وانفاقهاي جزئي نيز مسائل امنيتي وحفاظتي را رعايت مي كرده واين بيانگر شدت محدوديت آن حضرت از سوي دستگاه حكومتي است , با اين حال امام اين كار را تحت تاثير پوشش قرباني انجام داد تا هر گونه سوء ظن را نسبت به خود از بين ببرد.

ج: حلم وبردباري : حلم وبرد باري از ويژگهاي مهمي است كه مردان بزرگ به ويژه رهبران الهي كه بيشترين برخورد واصطكاك را با مردم نادان ونابخرد وگمراه داشتند ، از آن برخوردار بوده ودر پرتو اين خلق نيكو افراد بسياري را به سوي خود جذب كردند.

امام هادي (ع) همچون نياكان خود در برابر نا ملايمات برد بار بود وتا جائي كه مصلحت اسلام ايجاب مي كرد با دشمنان حق وناسزاگويان واهانت كنندگان بساحت مقدس آن حضرت ، با بردباري برخورد مي كرد.

“بريحه“ عباسي ” كه از سوي دستگاه خلافت به سمت پيشنمازي مكه ومدينه منصوب شده بود“ از امام هادي (ع) نزد متوكل سعايت كرد وبراي او نوشت:

اگر نيازي به مكه ومدينه داري علي بن محمد را از اين دو شهر بيرون كن زيرا او مردم را به سوي خود خوانده وگروه زيادي از او پيروي كرده اند.

بر اثر سعايتهايي پي در پي “بريحه“ متوكل امام را از كنار حرم جد بزرگوارش رسول خدا (ص) تبعيد كرد . هنگامي كه امام (ع) از مدينه به سمت “سامراء” در حركت بود “ بريحه“ نيز او را همراهي كرد.

دربين راه “ بريحه“ رو به امام (ع) كرد وگفت : ” تو خود مي داني كه عامل تبعيد تو من بودم . با سوگندهاي محكم واستوار سوگند مي خورم كه چنانچه شكايت مرا نزد امير المؤمنين يا يكي از درباريان وفرزندان او ببري , تمامي درختانت را (در مدينه) آتش مي زنم ومحبان وخدمتكارانت را مي كشم وچشمه هاي مزرعه هايت را كور خواهم كرد وبدان كه اين كارها را خواهم كرد .“

امام (ع) متوجه او شد وفرمود:

” نزديكترين راه براي شكايت از تو اين بود كه ديشب شكايت تو را نزد خدا بردم ومن شكايت از تو را كه بر خدا عرضه كردم نزد غير اواز بندگانش نخواهم برد .“

” بريحه “ چون اين سخن را از امام (ع) شنيد , به دامن آن حضرت افتاد وتضرع وناله كرد واز او تقاضاي بخشش نمود .امام (ع) فرمود: تو را بخشيدم.(اثبات الوصيه ص196و197)

د: هيبت وشكوه: امامان (ع) مظاهر قدرت و عظمت خداوند و معادن كلمات و حكمت ذات مقدس حق و منبع تجليات و انوار خاصه او هستند .بر اين اساس از يك قدرت معنوي فوق العاده و نفوذ و هيبت خاصي برخوردار ند. اين هيبت و عظمت خدادادي را در زيارت جامعه از زبان امام هادي(ع) چنين مي خوانيم :

طاطا كل شريف شريفكم ، وبخع كل متكبر لطاعتكم ، و خضع كل جبارلفضلكم ، و ذل كل شيءٍ لكم“

هر بزرگ و شريفي در برابر بزرگواري وشرافت شما سر فرود آورده و هر خود بزرگ بيني به اطاعت از شما گردن نهاده و هر زورگويي در برابر فضل و برتري شما فروتني كرده و همه چيز براي شما خوار و ذليل گشته است .

روي اين جهت بارها اتفاق مي افتاد كه حاكمان جور در غياب امامان عليهم السلام تصميمات خطرناكي نسبت به آنان مي گرفتند ولي به محض روياروشدن با انان و نگاه به رخسار پرفروغشان ، كابوس ترس و وحشت بر دلهايشان سايه مي افكند به گونه اي كه مجبور مي شدند از تصميم خود برگردند.

طبرسي در اعلام الوري به سند خود از امام محمد بن اشتر علوي نقل كرده است كه گفت : به همراه پدرم بر درسراي متوكل بوديم , من در آن هنگام كودكي بودم و درميان گروهي از مردم از طالبين و عباسيان و جعفرين ايستاده بودم كه ناگهان ابوالحسن وارد شد.مردم همگي از مركبهاي خويش پايين آمدند تا آن حضرت به درون رفت .

يكي از حاضران از ديگري پرسيد! به خاطر چه كسي بيرون آمديم ؟به خاطر اين بچه، حال آنكه او از نظر سال از ما بزرگتر و شريفتر نبود. به خدا سوگند ديگر به احترام او از مركوب خويش پايين نخواهم آمد پس ابوهاشم جعفري گفت : به خدا قسم كودكان چون او را مي بينند به احترام او پياده مي شوند هنوز ديري نگذشته بود كه آن حضرت به طرف مردم آمد. حاضران چون او را ديدند باز به احترام وي پياده شدند ابوهاشم خطاب به حاضران گفت:مگر نمي گفتيد ديگربه احترام او پياده نمي شويد ؟ پاسخ دادند: به خدا قسم احترام خود را از دست داديم و از مركوبهاي خود پياده شديم .

زيد بن موسي چندين بار به ”عمر بن فرج“ گوشزد كرد و از او خواست كه وي را بر فرزند برادرش ”امام هادي“ مقدم بدارد و مي گفت: او جوان است و من عموي پدر او هستم و عمر سخن او را براي امام هادي (ع) نقل كرد. امام فرمود:

”يك بار اين كار را بكن فردامرا پيش از او در مجلس بنشان سپس ببين چه خواهد شد .“

روز بعد“ عمر” امام هادي(ع) را دعوت كرد و آن حضرت در بالاي مجلس نشست. سپس به”زيد“ اجازه ورود داد زيد در برابر امام (ع) بر زمين نشست . (اعيان الشيعةج7ص128)

چون روز پنج شنبه شد ابتدا به زيد اجازه داد تا وارد شود و درصدرمجلس بنشيند ، سپس از امام خواست تا وارد شود امام (ع) داخل شد . هنگامي كه چشم زيد به امام (ع) افتاد و هيبت امامت را در رخسار حضرت مشاهده كرد از جايش برخواست و امام را بر جاي خود نشاند وخود در برابر او نشست.(اعلام الوري ص347)

هـ- امام ومشكلات مردم : ائمه (ع) نه تنها در زمينه عبادي و بندگي خدا پيشگام بودندوهيچ كس در اين ميدان گوي سبقت را از آنان نربود , بلكه در زمينه هاي اجتماعي و رسيدگي به كمبودها و مشكلات مردم و برطرف كردن گرفتاريهاي آنان نيز پيشگام بودند, به گونه اي كه كسي از در خانه آنان نااميد باز نمي گشت .

تاريخ , نام افرادي زيادي را كه براي حل مشكل و رفع گرفتاري خود به پيشواي دهم (ع) مراجعه كرد ه و از محضر آن حضرت با خشنودي بازگشته اند ، ثبت كرده است . كه در اين مجال به يك نمونه اشاره ميگردد:

محمد بن طلحه نقل مي كند :

امام هادي (ع) روزي براي كار مهمي سامرا را به مقصد دهكده اي در اطراف ترك كرد در اين فاصله عربي سراغ آن حضرت را گرفت به او گفته شد: امام (ع) به فلان روستا رفته است .مرد عرب به سمت دهكده حركت كرد وقتي به محضر امام (ع) رسيد گفت : من اهل از كوفه و از متمسكان به ولايت جدت امير مؤمنان (ع) هستم ولي بدهي سنگيني مرا احاطه كرده است چندان كه قدرت تحمل آنرا ندارم . وكسي را جز شما نمي شناسم كه حاجتم را براورد .

امام (ع) پرسيد : بدهكاريت چقدر است ؟ عرض كرد : حدود ده هزار درهم .

امام (ع) او را دلداري داد و فرمود ناراحت نباش مشكلت حل خواهد شد .دستوري به تو مي دهم عمل كن و از اجراي آن سر متاب : اين دستخط را بگير, هنگامي كه به سامرا آمدي مبلغ نوشته شده در اين ورقه را از من مطالبه كن هر چند در حضور مردم باشد . مبادا در اين باره كوتاهي كني.

پس از بازگشت امام (ع) به سامرا مرد عرب , در حاليكه عدهاي از اطرافيان خليفه و مردم در محضر آن حضرت نشسته بودند وارد شد و ضمن ارائه نوشته امام (ع) به آن حضرت , با اصرار ، دين خود را مطالبه كرد .

امام (ع) با نرمي و ملايمت و عذرخواهي از تاخير آن ، از وي مهلت خواست تا در وقت مناسب , آنرا پرداخت كند ، ولي مرد عرب همچنان اصرار مي كرد كه هم اكنون بايد بپردازي .

جريان به متوكل رسيد. دستور داد سي هزار دينار به امام (ع) بدهند . امام (ع) پولها را گرفت و همه را به آن مردعرب داد.او پولها را گرفت وگفت خدا بهتر مي داند كه رسالتش رادرچه خانداني قراردهد. (بحارالانوار ج50ص175 الفصول المهمة ص278)

www.imam hadinet.ir

 


+ نوشته شده درپنجشنبه بیست و پنجم خرداد 1391ساعت 8:3توسط سیدجعفر فاطمی نوش آبادی |

http://akharinmonji.persiangig.com/mahdi/monji90/top-News2.png

                             ایرانیان نقوی


 ایرانیان نقوی
 امام هادی (ع)
 
 اکثریت قریب به اتفاق شیعیان ائمه طاهرین علیهم السلام از کوفه بودند . این مطلب با مراجعه به کتب رجالی شیعه به خوبی استفاده می‌شود ؛ زیرا به آخر اسامی اکثریت آنها کلمه « کوفه » اضافه شده است چنانکه از دوران امام باقر و امام صادق علیهماالسلام به این طرف کلمه قمی در آخر اسم تعدادی از اصحاب ائمه به چشم می‌خورد، اینها اشعری‌های عرب تباری بودند که در قم سکنی گزیده بودند .
 امام هادی (ع)
 
 قم، پایگاهی استوار
 
 در زمان امام هادی علیه السلام، قم مهمترین مرکز تجمّع شیعیان ایران بود و روابط محکمی میان شیعیان این شهر و ائمه طاهرین علیهم السلام برقرار بود . این نکته را نباید فراموش کرد که درست همان اندازه که میان شیعیان کوفه گرایشات انحرافی و غلوّآمیز رواج داشت ، در قم اعتدال و بینش ضد غلوّ حاکم بود . شیعیان این دیار ، اصرار و ابرام فراوانی در این مسئله از خود نشان می‌دادند . چنانکه نامه معروفی که درباره غلوّ به امام هادی علیه السلام نوشته شده ، از این شهر بوده و سختگیری به غلات نیز در این شهر ، فراوان بوده است .
 
 در کنار قم دو شهر آبه یا آوه و کاشان نیز تحت تأثیر تعلیمات شیعی قرار داشته و از گرایشی از نوع بینش اهل قم برخوردار بودند . در پاره‌ای روایات از محمد بن علی کاشانی نام برده شده که در باب توحید از امام هادی علیه السلام سؤالی کرده است.(1)
 
 مردم قم روابط مالی نیز با امام هادی علیه السلام داشته‌اند . در این زمینه از محمد بن داود قمی و محمد الطلحی یاد شده است که از قم و بلاد تابع آن ، اموال و اخبار درباره وضعیت آن سامان به امام می ‌رسانیده‌اند.(2) چنانکه یکی از اتهامات آن حضرت این بود که اموالی از طرف مردم قم برای او فرستاده می‌شود.(3)
 در قرن چهارم در اصفهان کسانی که حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام را بیشتر از مال و جان و خانواده خود دوست می‌داشتند، فراوان بودند
 
 مردم قم و آوه همچنین برای زیارت مرقد مطهر امام رضا علیه السلام به مشهد الرضا علیه السلام مسافرت می‌کردند و امام هادی علیه السلام نیز آنها را در قبال این عمل « مغفور لهم » وصف کرده است.(4)
 
 مردم دیگر شهرهای ایران نیز نظیر همین روابط را با ائمه داشتند . این وضع شیعیان در حالی بود که اغلب شهرهای ایران ـ به دلیل نفوذ قهرآمیز امویان و عباسیان و سلطه حاکم آنها بر جهان اسلام ـ گرایشات سنی داشته و شیعه نوعاً در اقلیت بوده است .
 
 
 آغوش باز «دیلم» بر تشیع
 
 دیلم از اواخر قرن دوم هجری ، شیعیان زیادی را در آغوش خود پرورده است و این اضافه بر مهاجران دیلمی در عراق بود که به مذهب تشیع گرویده بودند . صالح معروف به ابو مقاتل دیلمی یکی از اصحاب امام هادی علیه السلام بود که کتابی در مورد امامت در چارچوبه روایات و کلام ، نوشته است. (5)
 
 
 شیعه در سراسر ایران
 
 کلماتی که مفهوم نسبت به شهر یا دیاری را می‌دهد در آخر اسم عده‌ای از اصحاب امام هادی علیه السلام آمده که تا حدودی می‌تواند نشانی از مراکز و اقامتگاه آنها باشد. مثلاً : بشر بن بشار نیشابوری ، فتح بن یزید جرجانی ، احمد بن اسحاق رازی ، حسین بن سعید اهوازی ، حمدان بن اسحاق خراسانی و علی بن ابراهیم طالقانی از این نمونه‌اند که در شهرهای مختلف ایران می ‌زیسته‌اند.
 درست همان اندازه که میان شیعیان کوفه گرایشات انحرافی و غلوّآمیز رواج داشت ، در قم اعتدال و بینش ضد غلوّ حاکم بود . شیعیان این دیار ، اصرار و ابرام فراوانی در این مسئله از خود نشان می‌دادند . چنانکه نامه معروفی که درباره غلوّ به امام هادی علیه السلام نوشته شده ، از این شهر بوده و سختگیری به غلات نیز در این شهر ، فراوان بوده است
 
 جرجان (6) و نیشابور (7) در پرتو فعالیتهای روز افزون شیعیان ، به مرور به صورت مراکز نفوذ شیعه در قرن چهارم در آمد . شواهد دیگری حاکی از آن است که در قزوین نیز کسانی از اصحاب امام هادی علیه السلام ساکن بوده‌اند.(8)
 
 اصفهان که شایع بود اهالی آن سنّیان متعصب حنبلی هستند ـ بخش عمده‌ای نیز چنین بود ـ گاه شیعیانی زا اصحاب امام هادی علیه السلام را در خود پرورده است که از آن جمله ابراهیم بن شیبه اصفهانی است ، گرچه این مرد در اصل کاشانی بوده ولی احتمالاً مدت مدیدی در اصفهان می‌زیسته است . عکس این مطلب نیز صادق است چنانکه علی بن محمد کاشانی از اصحاب امام هادی علیه السلام اصلاً اصفهانی بوده است.(9) و در روایتی از عبدالرحمان نامی ، نام برده شده که از مردم اصفهان بوده و تحت تأثیر کرامتی که در سامرّا از امام هادی علیه السلام دید به مذهب شیعه درآمد.(10)
 
 در قرن چهارم در اصفهان کسانی که حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام را بیشتر از مال و جان و خانواده خود دوست می‌داشتند، فراوان بودند. (11)
 
 روایت دیگری حاوی نامه‌ای از امام هادی علیه السلام به وکیل خود در همدان است که طی آن چنین فرموده : من سفارش شما را به دوستداران خود در همدان کرده‌ام . (12)
 
 
 
 پی نوشت:
 
 1) كافى، ج1، ص 102؛ توحید صدوق، ص 101 .
 
 2) مشارق الأنوار، ص 100؛ مسند الإِمام الهادى، ص 45.
 
 3) امالى طوسى، ج1، ص 282؛ مناقب ابن شهر آشوب، ج2، ص 451؛ مسند الإِمام الهادى، ص 37 .
 
 4) عیون اخبار الرضا علیه السلام ، ج2، ص 260 .
 
 5) مسند الإِمام الهادى، ص 317؛ تنقیح المقال، ج2، ص 90 .
 
 6) احسن التقاسیم، ص 315، 358، 361، 371.
 
 7) همان، ص 366.
 
 8) رجال كشى، ص 526.
 
 9) مسند الإِمام الهادى، ص 352.
 
 10) بحار الأنوار، ج50، ص 141؛ مسند الإِمام الهادى، ص 123.
 
 11) مختصر تاریخ دمشق، ج10، ص 104.
 
 12) رجال كشى، ص 610.
 
 بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان
 
 منبع: کتاب «حیات فکری و سیاسی امامان شیعه علیهم السلام»، رسول جعفریان، صص 530-532.
 


+ نوشته شده درچهارشنبه بیست و چهارم خرداد 1391ساعت 9:22توسط سیدجعفر فاطمی نوش آبادی |

http://akharinmonji.persiangig.com/mahdi/monji90/top-News2.png

                             چگونه سادات به ایران هجرت کردند-نقش امام هادی(ع)

مدیر دفتر تولیت آستانه مقدسه حضرت معصومه(س) با اشاره به رخدادهای مهم عصر امام هادی(ع) گفت: هجرت سادات به ویژه فرزندان امام جواد(ع) یعنی برادران و خواهران امام هادی(ع) به سمت ایران و قم، زمان ایشان صورت گرفت.

به گزارش فارس به مناسبت ایام شهادت امام مظلوم شیعیان حضرت علی النقی علیه‌السلام گفت‌وگویی با حجت‌الاسلام «اسماعیل محمدی» مدیر دفتر تولیت آستانه مقدسه حضرت معصومه سلام الله علیها و نویسنده کتاب‌های حماد بن عیسی، فاطمه بنت الحسن، کوثر ثانی، کرامات امام خمینی (ره) و رؤیای شگفت انجام دادیم که مشروح آن تقدیم خوانندگان گرامی می‌شود.
 
امام هادی علیه‌السلام فتنه‌ها را به فرصت تبدیل کردند
 
حجت الاسلام محمدی ابتدای این گفت‌وگو ضمن عرض تسلیت به مناسبت سالروز شهادت امام هادی علیه‌السلام بیان داشت: امام هادی علیه‌السلام در اوان نوجوانی و اواخر کودکی به امامت رسیدند و مدت 33 سال امامت ایشان مقارن با حکومت شش خلیفه عباسی بود.
 
وی گفت: در زمان حضرت هادی علیه‌السلام رخدادهای بزرگ حادث می‌شود که آن حضرت با زیرکی تمام از کنار این فتنه‌ها به خوبی می‌گذرند و بسیاری از این فتنه‌ها را تبدیل به فرصت می‌کنند.
 
محمدی گفت: اولین رخدادی که در زمان امات امام هادی علیه‌السلام رخ داد، گرایش تعدادی از شیعیان ضعیف به امامت برادر امام هادی علیه‌السلام یعنی موسی مبرقع است. حضرت موسی مبرقع از سادات جلیل القدری هستند که در قم مدفون شده‌اند و در کنار ایشان امام زادگان بزرگواری نیز مدفون هستند.
 
وی افزود: یکی از اقدامات امام هادی علیه‌السلام اثبات امامت و رهبری خودشان است. طوری که همان کسانی که به امامت موسی مبرقع معتقد بودند به امامت امام هادی علیه‌السلام برگشتند.
 
هجرت سادات موجب گسترش فرهنگ اهل‌بیت شد
 
مدیر دفتر تولیت آستانه مقدسه حضرت معصومه سلام الله علیها گفت: دومین رخداد زمان امام هادی علیه‌السلام هجرت سادات به ویژه فرزندان امام جواد علیه‌السلام یعنی برادران و خواهران امام هادی علیه‌السلام به سمت ایران و قم است و علت آن هم اختناق حاکمان بنی عباس بود و در گسترش تشیع بسیار مؤثر بود.
 
وی گفت: به تحلیل می‌توانیم دریافت کنیم هجرت سادات به عنایت امام هادی علیه‌السلام بود زیرا آنها از خاندان امامت بودند بی‌اذن امام عصر خویش کاری انجام نمی‌دادند.
 
وی گفت: در میان ساداتی که به قم هجرت کردند زینب خواهر امام هادی علیه‌السلام و دختر امام جواد نیز بودند ایشان اولین کسی بود که بر فراز حضرت معصومه سلام الله علیها سایبانی ساخت. همچنین زبیده خاتون (فاطمه صغری) نیز با تعدادی از سادات به سمت قم آمدند امّا مورد هجوم سپاه دشمن قرار گرفتند و به شهادت رسیدند قبر شریف این بانو در نراق مورد مراجعه شیعیان قرار گرفته است.
 
امام هادی(ع) با فتنه خلق قرآن مبارزه کردند
 
حجت الاسلام محمدی گفت: سومین رخداد و فتنه زمان امام هادی علیه‌السلام بحث خلق قرآن بود. وقتی این فتنه بین مسلمین رواج پیدا کرد، حکومت منافع خود را در این دید که از گروهی حمایت کند و گروه دیگر را مورد غضب خود قرار دهد به همین خاطر تعداد زیادی از قضاتی که معتقد به خلق قرآن بودند توسط حکومت اخراج شدند و حتی اسرایی که توسط رومیان اسیر شده بودند شرط آزادی آنها را اعتقاد به قدیم بودن قرآن قرار داده بودند.
 
وی گفت: وقتی از امام، راجع به این موضوع سؤال می‌شد امام خودش را در زمره یکی از دو گروه قرار نمی‌دهد و با یک افق بالاتری نگاه می‌کند و می‌فرماید جدال درباره قرآن بدعت است و پرسشگر و پاسخ دهنده در آن شریکند.
 
محبوبیت امام هادی موجب تبعید ایشان شد
 
محمدی گفت: چهارمین رخداد خبرچینی و بدگویی بیش از حد از امام هادی علیه‌السلام بود که یکی از دلیل‌های تبعید امام نیز همین بود.
 
وی گفت: این افراد وقتی منافع خود را در خطر می‌دیدند با دروغ پرادزی، متوکل را از وجود امام می‌ترساندند و یا بعضی افراد وقتی عصمت معنوی و محبوبیت امام را می‌دیدند حسادت می‌کردند و از امام بدگویی می‌کردند.
 
امام هادی سران غالیان را مهدور الدم اعلام کرد
 
مدیر دفتر تولیت آستانه حضرت معصومه گفت: پنجمین رخداد زمان امام هادی علیه‌السلام فتنه غالیان بود آنها کسانی بودند که قائل به خدایی ائمه اطهار و امام هادی علیه‌السلام بودند. حضرت به مبارزه با آنها پرداخت و حتی سران آنها را مهدورالدم اعلام کرد.
 
وی یادآور شد: الآن نیز در بعضی از نقاط کشور افرادی هستند که متأسفانه برای ائمه مقام خدایی قائل هستند.
 
این نویسنده و پژوهشگر گفت: ششمین رخداد عصر امام هادی علیه‌السلام رواج بحث صوفی گری بود. این افراد ظاهری داشتند ولی در باطن مردم را می‌فریفتند.
 
وی گفت: حضرت همنشینان با صوفیان را همنشینان با شیطان خطاب می‌کند و اگر دقت کنیم این تشبیه بسیار دقیق است زیرا اینها مثل شیطان مردم را فریب می‌دهند.
 
مدیر دفتر تولیت آستانه مقدسه حضرت معصومه(س) افزود: امام هادی علیه‌السلام زهدنمایی آنها را تن پروری می‌دانست و شب زنده داری آنها را حربه‌ای برای شکار و فریب مردم.
 
* نوآوری‌های امام هادی(ع)
 
حجت‌الاسلام محمدی گفت: امام هادی علیه‌السلام در زمان خودش نوآوری‌های ارزشمندی داشتند که در گسترش تشیع بسیار مؤثر بود و به نوعی استمرار حرکت اجداد طاهرینش بود.
 
وی گفت: یکی از کارهای شاخص ایشان، تعیین وکلا برای پاسخگویی به سؤال‌های شرعی و دریافت وجوهات بود این کار با توجه به این که امام بعدها از مدینه و از بین پیروانش به سامرا تبعید شدند از اهمیت به سزایی برخوردار بود.
 
وی گفت: شبکه وکلا یک شبکه بسیار قوی و دقیق و هماهنگ بود طوری که وقتی فردی از منطقه‌ای به منطقه دیگری می‌آمد وجوهات را تحویل می‌داد وکیل منطقه از او تحویل نمی‌گرفت و او را به وکیلی که در منطقه محل زندگی فرد پرداخت کننده بود ارجاع می‌داد.
 
پرورش نیروی کارآمد از طرف امام هادی علیه‌السلام
 
محمدی گفت: یکی دیگر از کارهای بسیار مهم امام هادی علیه‌السلام فرهنگ سازی و پرورش نیروی کارآمد بود از جمله می‌توانیم اشاره کنیم به ایجاد زیارت جامعه کبیره و بعضی زیارات دیگر که از حضرت صادر شده و مردم را با فرهنگ و معرفت زیارت و ادعیه بیش از بیش آشنا می‌کرد.
 
وی گفت: از جمله نیروهایی که در دستگاه امام هادی علیه‌السلام رشد کردند حضرت عبدالعظیم حسنی بود. این سید جلیل القدر به خاطر مهاجرت به ایران نقش مهمی در گسترش فرهنگ تشیع ایفا کردند.
 
وی گفت: عثمان بن سعید نیز از شاگردان فاضل امام هادی علیه‌السلام بود.عثمان بن سعید بعدها جزو نواب چهارگانه امام حضرت ولی عصر (عج) می‌شوند و در زمان غیبت که بحران مهدویت بود یکی از افرادی که در هدایت مردم نقش بسیار مهمی ایفا کرد همین عثمان بن سعید بود.
 
امام هادی علیه‌السلام زمینه غیبت را فراهم می‌کند
 
حجت الاسلام محمدی گفت: از جمله فعالیت‌های مهم حضرت هادی زمینه سازی و آماده کردن برای غیبت حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف است. در زمان امام هادی علیه‌السلام حضرت با تعیین وکیل در نقاط مختلف مردم را عادت داد که لازم نیست مستقیم با امام در ارتباط باشند و می‌شود غیر مستقیم نیز رابطه برقرار باشد.
 
وی گفت: برای این که در زمان غیبت مردم گمراه نشوند و به امام‌های دروغین روی نیاورند. حضرت هادی علیه‌السلام مردم را آماده کرد تا بتوانند با مراجعه به نواب امام عصر خویش از این فتنه‌ها در امان باشند.
 
مخفی ماندن امام سابقه داشته است
 
حجت‌الاسلام محمدی گفت: در زمان امام موسی کاظم علیه‌السلام نیز مسئله مخفی ماندن مطرح بود چون خلیفه وقت نامه‌ای به حاکم مدینه نوشت و در نامه می‌خواهد بداند جانشین امام صادق علیه‌السلام چه کسی است که در آن زمان امام صادق علیه‌السلام چهار نفر را به عنوان جانشین خود معرفی می‌کند خلیفه، حاکم مدینه، همسرش و فرزندش موسی‌بن جعفر تا خلیفه نتواند امام بعدی را بشناسد و با این وصیت نامه آنها را منکوب کرد.
 
وی گفت: زمینه سازی غیبت در زمان امام هادی علیه‌السلام و امام عسکری علیه‌السلام به خوبی صورت گرفت و در زمان غیبت امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف مردم با این مسئله غریب نبودند.
 
دنیا بازاری است که برخی سود می‌برند و برخی زیان می‌بینند
 
محمدی با اشاره به روایتی از امام هادی علیه‌السلام گفت: امام هادى علیه السلام مى‏فرماید: «الدُّنیا سُوْقٌ رَبِحَ فِیْها قَوْمٌ وَخَسِرَ آخَرُونَ»‏ یعنی دنیا بازارى است که جمعى در آن سود مى‏برند و دیگران زیان می‌بینند.
 
وی در توضیح این روایت گفت: این جهان نه وطن اصلى انسان است و نه محل سکونت دائم، بلکه تجارتخانه بزرگى است که انسان با سرمایه‏هاى عظیمى همچون ساعات عمر، نیروى انسانى، مواهب فکرى و عقلى به آن فرستاده شده است تا از آن بهره‏اى ارزنده براى سعادت ابدى و زندگى جاویدانش بگیرد. آنها که فعال و سخت کوش و هوشیارند و پرتلاش و آگاه، از فنون این تجارت بزرگ با خبرند، لحظه‏اى آرام نیستند و دائماً در تکاپو تا با این سرمایه‏ها، کالایى ارزنده‏تر، متاعى جاویدان، سرنوشتى درخشان براى خود و جامعه خود انتخاب کنند، نه آن که در مسیر فساد و تبهکارى و بیهودگى همه را از دست بدهند، و با دستى تهى از آن بیرون روند.


+ نوشته شده درسه شنبه بیست و سوم خرداد 1391ساعت 10:18توسط سیدجعفر فاطمی نوش آبادی |

http://akharinmonji.persiangig.com/mahdi/monji90/top-News2.png

                             ارتباط شیعیان با امام هادى علیه السلام

امام هادی

زندگى امامان شیعه هر چه به عصر غیبت نزدیكتر مى شد، با نظارت هاى شدید خلفاى عباسى همراه بوده است . در عین حال در همین دوره ها نهضت شیعه گسترش یافت .امام هادی

امام هادى علیه السلام از طریق وكلاى خود با شیعیان ، كه در تمامى سرزمین هاى پهناور اسلامى آن روزگار پراكنده بودند، ارتباط داشت . این نوع ارتباط از زمان امام رضا علیه السلام شروع شده بود. وكلاى ائمه علاوه بر جمع آورى وجوهات درباره پاسخگویى به مسایل فقهى و عقیدتى شیعیان نیز مسؤولیت داشتند.

نبود تماس مستقیم بین امام علیه السلام و پیروانش ، نقش مذهبى ، سیاسى وكلا را افزایش مى داد. وكلاى امام معمولا از طریق افراد مورد اعتماد، كه براى حج یا براى زیارت قبر امام حسین علیه السلام به حجاز و عراق رفتند، با امام مكاتبه مى كردند و گاه و بیگاه برخى از این وكلا شناسایى مى شدند و از سوى دستگاه حكومت زندانى و مورد آزار و شكنجه قرار مى گرفتند.
در زمان امام على النقى علیه السلام مركز تشیع در ایران ، قم بود و ارتباط تنگاتنگ و محكمى میان شیعیان این شهر با ائمه وجود داشته است ، به ویژه از محمّد بن داود قمى و محمّد طلحى یاد شده كه از شهر قم اموال و اخبارى به امام مى رسانده اند. یكى از اتهاماتى كه بارها علیه حضرت امام على النقى علیه السلام مطرح شد، همین بود كه اموالى از مردم قم به دست آن حضرت مى رسد و امام با این اموال درصدد جمع آورى سلاح براى قیام علیه حكومت عباسى است

گرچه در آن روزگار بیشتر شیعیان در عراق و به ویژه كوفه و حوالى آن به سر مى بردند، اما در همان زمان نقاطى از ایران نیز پایگاه شیعیان بوده است ، از جمله قم كه اعراب اشعرى در آن سكونت داشتند و همگى از شیعیان خاندان عصمت و طهارت بودند.

در زمان امام على النقى علیه السلام مركز تشیع در ایران ، قم بود و ارتباط تنگاتنگ و محكمى میان شیعیان این شهر با ائمه وجود داشته است ، به ویژه از محمّد بن داود قمى و محمّد طلحى یاد شده كه از شهر قم اموال و اخبارى به امام مى رسانده اند. یكى از اتهاماتى كه بارها علیه حضرت امام على النقى علیه السلام مطرح شد، همین بود كه اموالى از مردم قم به دست آن حضرت مى رسد و امام با این اموال درصدد جمع آورى سلاح براى قیام علیه حكومت عباسى است .

از شهرهاى دیگر ایران كه شیعیان در آن فعال بودند مى توان از كاشان ، نیشابور، گرگان و همدان و... نام برد.(1)


نامه ها

حضرت امام هادى علیه السلام براى ساماندهى وكلا هر از گاهى عزل و نصب هایى انجام مى دادند و در دستورالعمل هاى خود به راهنمایى آنان مى پرداختند.

در اینجا براى درك بهتر شرائط و نحوه ارتباط آن حضرت با وكلاى خود به نقل تعدادى از این نامه ها مى پردازیم :

آن حضرت در سال 232 قمرى طى نامه اى به على بن بلال وكیل محلى خود در بغداد نوشت :
امام هادی

"من ابوعلى را به جاى على بن حسین عبد ربه منصوب كردم . این مسؤولیت را بدان جهت به او واگذار كردم كه وى از صلاحیت لازم به اندازه كافى برخوردار است ، آن چنان كه هیچ كس بر او برترى ندارد. مى دانم كه تو بزرگ ناحیه خود هستى ، به همین دلیل خواستم طى نامه جداگانه اى تو را از این موضوع آگاه كنم . در عین حال لازم است از او پیروى كرده و وجوه جمع آورى شده را به وى بسپارى . پیروان دیگر ما را نیز به این كار سفارش كن و به آنان چنان آگاهى ده كه وى را یارى كنند تا بتواند وظایف خود را انجام دهد(2)".

امام هادى علیه السلام در نامه اى دیگر به وكلاى خود در بغداد، مدائن و كوفه مى فرماید:

"اى ایوب بن نوح بر اساس این فرمان از برخورد با ابوعلى خوددارى كن ، هر دو موظفید در ناحیه خاص خویش به وظایفى كه بر عهده تان واگذار شده عمل كنید، در این صورت مى توانید وظایف خود را بدون نیاز به مشاوره با من انجام دهید. اى ایوب ! بر اساس این دستور هیچ چیز از مردم بغداد و مدائن نپذیر و به هیچ كسى از آنان اجازه تماس با مرا نده . اگر كسى وجوهى را از خارج از حوزه مسؤولیت تو آورد، به او دستور بده به وكیل ناحیه خود بفرستد.

اى ابوعلى ! به تو نیز سفارش مى كنم كه آنچه را به ابوایوب دستور دادم عینا اجرا كنى".


همچنین امام نامه اى توسط ابوعلى بن راشد به پیروان خود در بغداد، مدائن ، عراق و اطراف آن فرستاد و طى آن نوشت :

"من ابوعلى بن راشد را به جاى على بن حسین بن عبدربه و وكلاى قبلى خود برگزیدم و اینك او نزد من به منزله على بن حسین بن عبدربه است . اختیارات وكلاى قبلى را نیز به ابوعلى بن راشد دادم تا وجوه مربوط به من را بگیرد و او را كه فردى شایسته و مناسب است ، براى پرداخت وجوه نزد او بروید. مبادا رابطه خود را با او تیره سازید، اندیشه مخالفت با او را از اذهان خود خارج سازید. به اطاعت خدا و پاك كردن اموالتان بشتابید، از ریختن خون یكدیگر خوددارى كنید، یكدیگر را در راه نیكوكارى و تقوا یارى دهید و پرهیزگار باشید تا خدا شما را مشمول رحمت خویش قرار دهد.
على بن جعفر یكى دیگر از نمایندگان حضرت امام هادى علیه السلام و اهل همینیا، از قریه هاى اطراف بغداد، بود. گزارش فعالیت هاى او به متوكل رسیده بود، متوكل او را بازداشت و زندانى كرد. او پس از گذراندن دوران طولانى زندان ، آزاد شد و به دستور آن حضرت رهسپار مكه شد و در آن شهر ماندگار شد

همگى به ریسمان خدا چنگ بزنید و نمیرید مگر آنكه مسلمان باشید. من فرمانبردارى از او را همچون اطاعت از خودم لازم مى دانم و نافرمانى نسبت به او را نافرمانى در برابر خودم مى دانم ، پس بر همین شیوه باقى باشید كه خداوند به شما پاداش مى دهد و از فضل خود وضع شما را بهبود بخشد. او از آنچه در خزانه خود دارد، بخشنده و كریم و نسبت به بندگان خود سخاوتمند و رحیم است . ما و شما در پناه او هستیم .

این نامه را به خط خود نوشتم .

سپاس و ستایش بسیار، تنها شایسته خدا است (3)".

على بن جعفر یكى دیگر از نمایندگان حضرت امام هادى علیه السلام و اهل همینیا، از قریه هاى اطراف بغداد، بود. گزارش فعالیت هاى او به متوكل رسیده بود، متوكل او را بازداشت و زندانى كرد. او پس از گذراندن دوران طولانى زندان ، آزاد شد و به دستور آن حضرت رهسپار مكه شد و در آن شهر ماندگار شد(4).

به هر حال خشونت و شدت عمل متوكل ، منجر به بازداشت و دستگیرى شیعیان مى گردید و برخى از وكلاى امام به سبب همین خشونت ها، در بغداد، مدائن و كوفه و سایر نقاط عراق زیر شكنجه درگذشتند و عده اى دیگر به زندان افتادند(5).



پی نوشت ها:

1- رجال كشى ، ص 608.

2- رجال كشى ، ص 513؛ تاریخ سیاسى غیبت امام دوازدهم ، ص 137.

3- رجال كشى ، ص 513 و 514؛ امامان شیعه و جنبشهاى مكتبى ، ص 323.

4- رجال كشى ، ص 607؛ اثبات الوصیة ، ص 233.

5- رجال كشى ، ص 603 و 607؛ تاریخ سیاسى غیبت امام دوازدهم علیه السلام ، ص 83، الغیبة ، ص ‍ 212.



منبع:

چهره هاى درخشان چهارده معصوم علیهم السلام

سید عبدالله حسینى دشتى

 تبیان

+ نوشته شده درسه شنبه بیست و سوم خرداد 1391ساعت 9:15توسط سیدجعفر فاطمی نوش آبادی |

http://akharinmonji.persiangig.com/mahdi/monji90/top-News2.png

                             هجرت سادات به ایران زمان امام هادی(ع) و با عنایت ایشان آغاز شد

حجت‌الاسلام محمدی در گفت‌وگو با فارس:
هجرت سادات به ایران زمان امام هادی(ع) و با عنایت ایشان آغاز شد

خبرگزاری فارس: مدیر دفتر تولیت آستانه مقدسه حضرت معصومه(س) با اشاره به رخدادهای مهم عصر امام هادی(ع) گفت: هجرت سادات به ویژه فرزندان امام جواد(ع) یعنی برادران و خواهران امام هادی(ع) به سمت ایران و قم، زمان ایشان صورت گرفت.

خبرگزاری فارس: هجرت سادات به ایران زمان امام هادی(ع) و با عنایت ایشان آغاز شد

به گزارش خبرنگار آیین و اندیشه خبرگزاری فارس به مناسبت ایام شهادت امام مظلوم شیعیان حضرت علی النقی علیه‌السلام گفت‌وگویی با حجت‌الاسلام «اسماعیل محمدی» مدیر دفتر تولیت آستانه مقدسه حضرت معصومه سلام الله علیها و نویسنده کتاب‌های حماد بن عیسی، فاطمه بنت الحسن، کوثر ثانی، کرامات امام خمینی (ره) و رؤیای شگفت انجام دادیم که مشروح آن تقدیم خوانندگان گرامی می‌شود.

امام هادی علیه‌السلام فتنه‌ها را به فرصت تبدیل کردند

حجت الاسلام محمدی ابتدای این گفت‌وگو ضمن عرض تسلیت به مناسبت سالروز شهادت امام هادی علیه‌السلام بیان داشت: امام هادی علیه‌السلام در اوان نوجوانی و اواخر کودکی به امامت رسیدند و مدت 33 سال امامت ایشان مقارن با حکومت شش خلیفه عباسی بود.

وی گفت: در زمان حضرت هادی علیه‌السلام رخدادهای بزرگ حادث می‌شود که آن حضرت با زیرکی تمام از کنار این فتنه‌ها به خوبی می‌گذرند و بسیاری از این فتنه‌ها را تبدیل به فرصت می‌کنند.

محمدی گفت: اولین رخدادی که در زمان امات امام هادی علیه‌السلام رخ داد، گرایش تعدادی از شیعیان ضعیف به امامت برادر امام هادی علیه‌السلام یعنی موسی مبرقع است. حضرت موسی مبرقع از سادات جلیل القدری هستند که در قم مدفون شده‌اند و در کنار ایشان امام زادگان بزرگواری نیز مدفون هستند.

وی افزود: یکی از اقدامات امام هادی علیه‌السلام اثبات امامت و رهبری خودشان است. طوری که همان کسانی که به امامت موسی مبرقع معتقد بودند به امامت امام هادی علیه‌السلام برگشتند.

هجرت سادات موجب گسترش فرهنگ اهل‌بیت شد

مدیر دفتر تولیت آستانه مقدسه حضرت معصومه سلام الله علیها گفت: دومین رخداد زمان امام هادی علیه‌السلام هجرت سادات به ویژه فرزندان امام جواد علیه‌السلام یعنی برادران و خواهران امام هادی علیه‌السلام به سمت ایران و قم است و علت آن هم اختناق حاکمان بنی عباس بود و در گسترش تشیع بسیار مؤثر بود.

وی گفت: به تحلیل می‌توانیم دریافت کنیم هجرت سادات به عنایت امام هادی علیه‌السلام بود زیرا آنها از خاندان امامت بودند بی‌اذن امام عصر خویش کاری انجام نمی‌دادند.

وی گفت: در میان ساداتی که به قم هجرت کردند زینب خواهر امام هادی علیه‌السلام و دختر امام جواد نیز بودند ایشان اولین کسی بود که بر فراز حضرت معصومه سلام الله علیها سایبانی ساخت. همچنین زبیده خاتون (فاطمه صغری) نیز با تعدادی از سادات به سمت قم آمدند امّا مورد هجوم سپاه دشمن قرار گرفتند و به شهادت رسیدند قبر شریف این بانو در نراق مورد مراجعه شیعیان قرار گرفته است.

امام هادی(ع) با فتنه خلق قرآن مبارزه کردند

حجت الاسلام محمدی گفت: سومین رخداد و فتنه زمان امام هادی علیه‌السلام بحث خلق قرآن بود. وقتی این فتنه بین مسلمین رواج پیدا کرد، حکومت منافع خود را در این دید که از گروهی حمایت کند و گروه دیگر را مورد غضب خود قرار دهد به همین خاطر تعداد زیادی از قضاتی که معتقد به خلق قرآن بودند توسط حکومت اخراج شدند و حتی اسرایی که توسط رومیان اسیر شده بودند شرط آزادی آنها را اعتقاد به قدیم بودن قرآن قرار داده بودند.

وی گفت: وقتی از امام، راجع به این موضوع سؤال می‌شد امام خودش را در زمره یکی از دو گروه قرار نمی‌دهد و با یک افق بالاتری نگاه می‌کند و می‌فرماید جدال درباره قرآن بدعت است و پرسشگر و پاسخ دهنده در آن شریکند.

محبوبیت امام هادی موجب تبعید ایشان شد

محمدی گفت: چهارمین رخداد خبرچینی و بدگویی بیش از حد از امام هادی علیه‌السلام بود که یکی از دلیل‌های تبعید امام نیز همین بود.

وی گفت: این افراد وقتی منافع خود را در خطر می‌دیدند با دروغ پرادزی، متوکل را از وجود امام می‌ترساندند و یا بعضی افراد وقتی عصمت معنوی و محبوبیت امام را می‌دیدند حسادت می‌کردند و از امام بدگویی می‌کردند.

امام هادی سران غالیان را مهدور الدم اعلام کرد

مدیر دفتر تولیت آستانه حضرت معصومه گفت: پنجمین رخداد زمان امام هادی علیه‌السلام فتنه غالیان بود آنها کسانی بودند که قائل به خدایی ائمه اطهار و امام هادی علیه‌السلام بودند. حضرت به مبارزه با آنها پرداخت و حتی سران آنها را مهدورالدم اعلام کرد.

وی یادآور شد: الآن نیز در بعضی از نقاط کشور افرادی هستند که متأسفانه برای ائمه مقام خدایی قائل هستند.

این نویسنده و پژوهشگر گفت: ششمین رخداد عصر امام هادی علیه‌السلام رواج بحث صوفی گری بود. این افراد ظاهری داشتند ولی در باطن مردم را می‌فریفتند.

وی گفت: حضرت همنشینان با صوفیان را همنشینان با شیطان خطاب می‌کند و اگر دقت کنیم این تشبیه بسیار دقیق است زیرا اینها مثل شیطان مردم را فریب می‌دهند.

مدیر دفتر تولیت آستانه مقدسه حضرت معصومه(س) افزود: امام هادی علیه‌السلام زهدنمایی آنها را تن پروری می‌دانست و شب زنده داری آنها را حربه‌ای برای شکار و فریب مردم.

* نوآوری‌های امام هادی(ع)

حجت‌الاسلام محمدی گفت: امام هادی علیه‌السلام در زمان خودش نوآوری‌های ارزشمندی داشتند که در گسترش تشیع بسیار مؤثر بود و به نوعی استمرار حرکت اجداد طاهرینش بود.

وی گفت: یکی از کارهای شاخص ایشان، تعیین وکلا برای پاسخگویی به سؤال‌های شرعی و دریافت وجوهات بود این کار با توجه به این که امام بعدها از مدینه و از بین پیروانش به سامرا تبعید شدند از اهمیت به سزایی برخوردار بود.

وی گفت: شبکه وکلا یک شبکه بسیار قوی و دقیق و هماهنگ بود طوری که وقتی فردی از منطقه‌ای به منطقه دیگری می‌آمد وجوهات را تحویل می‌داد وکیل منطقه از او تحویل نمی‌گرفت و او را به وکیلی که در منطقه محل زندگی فرد پرداخت کننده بود ارجاع می‌داد.

پرورش نیروی کارآمد از طرف امام هادی علیه‌السلام

محمدی گفت: یکی دیگر از کارهای بسیار مهم امام هادی علیه‌السلام فرهنگ سازی و پرورش نیروی کارآمد بود از جمله می‌توانیم اشاره کنیم به ایجاد زیارت جامعه کبیره و بعضی زیارات دیگر که از حضرت صادر شده و مردم را با فرهنگ و معرفت زیارت و ادعیه بیش از بیش آشنا می‌کرد.

وی گفت: از جمله نیروهایی که در دستگاه امام هادی علیه‌السلام رشد کردند حضرت عبدالعظیم حسنی بود. این سید جلیل القدر به خاطر مهاجرت به ایران نقش مهمی در گسترش فرهنگ تشیع ایفا کردند.

وی گفت: عثمان بن سعید نیز از شاگردان فاضل امام هادی علیه‌السلام بود.عثمان بن سعید بعدها جزو نواب چهارگانه امام حضرت ولی عصر (عج) می‌شوند و در زمان غیبت که بحران مهدویت بود یکی از افرادی که در هدایت مردم نقش بسیار مهمی ایفا کرد همین عثمان بن سعید بود.

امام هادی علیه‌السلام زمینه غیبت را فراهم می‌کند

حجت الاسلام محمدی گفت: از جمله فعالیت‌های مهم حضرت هادی زمینه سازی و آماده کردن برای غیبت حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف است. در زمان امام هادی علیه‌السلام حضرت با تعیین وکیل در نقاط مختلف مردم را عادت داد که لازم نیست مستقیم با امام در ارتباط باشند و می‌شود غیر مستقیم نیز رابطه برقرار باشد.

وی گفت: برای این که در زمان غیبت مردم گمراه نشوند و به امام‌های دروغین روی نیاورند. حضرت هادی علیه‌السلام مردم را آماده کرد تا بتوانند با مراجعه به نواب امام عصر خویش از این فتنه‌ها در امان باشند.

مخفی ماندن امام سابقه داشته است

حجت‌الاسلام محمدی گفت: در زمان امام موسی کاظم علیه‌السلام نیز مسئله مخفی ماندن مطرح بود چون خلیفه وقت نامه‌ای به حاکم مدینه نوشت و در نامه می‌خواهد بداند جانشین امام صادق علیه‌السلام چه کسی است که در آن زمان امام صادق علیه‌السلام چهار نفر را به عنوان جانشین خود معرفی می‌کند خلیفه، حاکم مدینه، همسرش و فرزندش موسی‌بن جعفر تا خلیفه نتواند امام بعدی را بشناسد و با این وصیت نامه آنها را منکوب کرد.

وی گفت: زمینه سازی غیبت در زمان امام هادی علیه‌السلام و امام عسکری علیه‌السلام به خوبی صورت گرفت و در زمان غیبت امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف مردم با این مسئله غریب نبودند.

دنیا بازاری است که برخی سود می‌برند و برخی زیان می‌بینند

محمدی با اشاره به روایتی از امام هادی علیه‌السلام گفت: امام هادى علیه السلام مى‏فرماید: «الدُّنیا سُوْقٌ رَبِحَ فِیْها قَوْمٌ وَخَسِرَ آخَرُونَ»‏ یعنی دنیا بازارى است که جمعى در آن سود مى‏برند و دیگران زیان می‌بینند.

وی در توضیح این روایت گفت: این جهان نه وطن اصلى انسان است و نه محل سکونت دائم، بلکه تجارتخانه بزرگى است که انسان با سرمایه‏هاى عظیمى همچون ساعات عمر، نیروى انسانى، مواهب فکرى و عقلى به آن فرستاده شده است تا از آن بهره‏اى ارزنده براى سعادت ابدى و زندگى جاویدانش بگیرد. آنها که فعال و سخت کوش و هوشیارند و پرتلاش و آگاه، از فنون این تجارت بزرگ با خبرند، لحظه‏اى آرام نیستند و دائماً در تکاپو تا با این سرمایه‏ها، کالایى ارزنده‏تر، متاعى جاویدان، سرنوشتى درخشان براى خود و جامعه خود انتخاب کنند، نه آن که در مسیر فساد و تبهکارى و بیهودگى همه را از دست بدهند، و با دستى تهى از آن بیرون روند.


+ نوشته شده دردوشنبه بیست و دوم خرداد 1391ساعت 10:31توسط سیدجعفر فاطمی نوش آبادی |

http://akharinmonji.persiangig.com/mahdi/monji90/top-News2.png

کلیه ی حقوق مادی و معنوی وبلاگ emamemanhadi محفوظ می باشد.
طراحی شده توسط 
سید جعفر فاطمی نوش آبادی